کتاب دانشخند
دروغها، آرزوهای سقط شدهاند!
------------------
خوبی چو از حد بگذرد، نادان خودش را آدمخوبه فرض کند!
----------------------------
عشق یکطرفه مثل نشستن کنار سطل زباله است. او به تو توجه نمیکند، ولی مگسهایش عاشقت میشوند!
----------------------------------------
چند سال پیش، مشغول نگارش کتاب «چهل دروازه به ماورا» بودم، که ذهنم به گرداب پیچوخمهای افکار و تناقضهای انسانی کشیده شد! تضادهایی که گاه خندهدار و طنزگونه بودند و گاه تلخ و گزنده.
ذهنِ ما به میدان نبردی دائمی تبدیل شده. جایی که احساسات خوب و بد، همچون دشمنان قسمخورده، بیوقفه با یکدیگر در ستیزند. این نبرد پایانناپذیر میان احساسات، بیشتر به یک کمدی تلخ شبیه است؛ اما شگفتی ماجرا آنجاست که گاهی همین دشمنان خونی، دستبهدست هم میدهند تا رقیب مشترکشان، یعنی «آگاهی» را به زانو درآورند. درحالیکه آگاهی تنها نیروی نجاتبخش ما در این خودزنیهای بیپایان است.
محدودیتهای ذهن، بُعد دیگری از این داستان پیچیده را به نمایش میگذارند. میبینیم که ترس از توهمات بهمراتب شدیدتر از ترسهای واقعی است؛ و عشق به خیالات، عشق به واقعیت را تحتالشعاع قرار میدهد. حتی آرمانهای پوشالی که تنها در خیالاتمان شکل گرفتهاند، بر اهداف واقعی و ملموس زندگی سایه افکندهاند.
از هیولاهای مخلوق ذهن خویش وحشت داریم، درحالیکه این موجودات اصلاً وجود خارجی ندارند. همچنین بیشتر عاشق آن چیزی هستیم که در ذهنمان ساختهایم، نه آنچه در جهان واقعی لایق عشق ورزیدن است.
این مشاهدات مرا به تفکر واداشت. حس کردم، جای یک کتاب طنز که بتواند این معماهای ذهنی را به زبانی لطیف بیان کند، واقعاً خالی است. ما به نگاهی تازه نیاز داشتیم تا این معضلات را به شکلی لطیفتر و البته انتقادیتر به تصویر بکشد. اینجا بود که «دانشخند» متولد شد و اکنون در دستان شماست.
- مشخصات محصول
- نظرات







هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر